Site Loader
حجت عباسی

دردم از خویش است
درمان نیز هم

دست هایم به هم چپ چپ نگاه می‌کنند
دست راستم زهر میریزد در جامم
دست چپم شمشیر می‌کشد بر من

پاهایم اما ایستاده اند
خسته
لاغر
با سینه ای شکسته
و قلبی که هنوز به باران امید دارد

یکروز با خودم دست خواهم داد
یکروز آشتی خواهم داد این خانه را

روزی که دست هایم ایمان بیاورند به من متصل ند



Post Author: hojjat_admin

2 Replies to “آشتی – حجت عباسی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *