Site Loader

داستان ماه و خورشید:

زمین عاشق بود

عاشق خورشید دورش می‌چرخید و می‌چرخید

عاشقانه براش دلبری و بهش ابراز علاقه می‌کرد اما خورشید اونو پس می‌زد

زمین می‌گفت عاشقتم منو بپزیر

خورشید می‌گفت تو به درد من نمی خوری

زمین می‌گفت دوستت دارم

خورشید می‌گفت تو برای من کمی

زمین می‌گفت هرچی بخوای همون می‌شم

خورشید می‌گفت من تورو نمی‌خوام

روزها و سالها و قرنها گذشت یه روز خورشید گفت اگه قلبت رو بهم بدی بهت یه فرصت می‌دم

زمین بی درنگ قلبش رو از توی سینه ش بيرون کشید و پیش کش خورشید کرد

اما خورشید زد زیر حرفشو گفت قلبت رو هم نمی‌خوام

حالا زمین یه تیکه سنگ بی روح و بی قلب شده بود و ماه که از توی دل زمین اومده بود بيرون نمی‌تونست دوباره بره توی سینه زمين و آتش سوزان خورشید قلب عاشق زمین رو سوزوند و بعد از دور شدن از خورشید ماه هم سنگ و سرد شد

وقتی زمین و ماه از خورشید دور می‌شدن

خورشید ترسیدو شروع کرد به تابش بیشتر که برگرد بیا من هم دوستت دارم

اما زمین مرده بود

و قلبش هم از حرکت ایستاده بود

خورشید شروع کرد به چرخیدن تا از چرخشش بتونه زمین رو برگردونه اما فایده نداشت

چرخش فقط سرعت دور شدنش رو کم کرد

حالا زمین و قلبش مرده اند و خورشید با افسوس همیشه می‌سوزه و اشک می‌ریزه تکه ای که از زمین جدا شده…

حجت عباسی حاجی فیروز

زمین عاشق بود عاشق خورشید دورش می‌چرخید و می‌چرخید عاشقانه براش دلبری و بهش ابراز علاقه می‌کرد اما خورشید اونو پس می‌زد زمین می‌گفت عاشقتم منو بپزیر خورشید می‌گفت تو به درد من نمی خوری زمین می‌گفت دوستت دارم خورشید می‌گفت تو برای من کمی زمین می‌گفت هرچی بخوای همون می‌شم خورشید می‌گفت من تورو نمی‌خوام روزها و سالها و قرنها گذشت یه روز خورشید گفت اگه قلبت رو بهم بدی بهت یه فرصت می‌دم زمین بی درنگ قلبش رو از توی سینه ش بيرون کشید و پیش کش خورشید کرد اما خورشید زد زیر حرفشو گفت قلبت رو هم نمی‌خوام حالا زمین یه تیکه سنگ بی روح و بی قلب شده بود و ماه که از توی دل زمین اومده بود بيرون نمی‌تونست دوباره بره توی سینه زمين و آتش سوزان خورشید قلب عاشق زمین رو سوزوند و بعد از دور شدن از خورشید ماه هم سنگ و سرد شد وقتی زمین و ماه از خورشید دور می‌شدن خورشید ترسیدو شروع کرد به تابش بیشتر که برگرد بیا من هم دوستت دارم اما زمین مرده بود و قلبش هم از حرکت ایستاده بود خورشید شروع کرد به چرخیدن تا از چرخشش بتونه زمین رو برگردونه اما فایده نداشت چرخش فقط سرعت دور شدنش رو کم کرد حالا زمین و قلبش مرده اند و خورشید با افسوس همیشه می‌سوزه و اشک می‌ریزه تکه ای که از زمین جدا شده…



Post Author: حجت عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *