داشتم فکر می کردم که به نظر من یکی از ناقص ترین اختراعات بشر، اختراع زبان بود، زبان نارسا و معیوب بشریت. که هیچ وقت قدرت ادای دین واژه ها رو نداشت، که اگر داشت بشر این همه زبان اختراع نمی کرد. بشر اگر میتونست معنی و مفهموم آنچه در قلبش میگذره رو به زبون بیاره، دچار سوتفاهم نمی شد، دچار رنجش و غم و اندوه نمی شد، دچار درد و تنهایی و انزوا نمیشد. دیگه کینه و دشمنی و جنگی وجود نداشت، به نظر من بشر باید از نو یه زبان جدید اختراع کنه، زبانی که وقتی جاری میشه، حق مطلب رو برسونه، کاش کلمات اونقدر قدرت داشتند که دین واژه را کامل ادا کنند و حق دل و عقل به دست زبان ضایع نمیشد، اونوقت تمام چراغ خانه های جهان به دست معشوقه ها روشن می شدند
تو داری میروی
و من بجز واژه های عقیم دوستت دارم
چیزی به ذهنم نمیرسد
لعنت به لغت نامه ای که
نمیتواند جادو کند









