Site Loader


دلتنگ تو ام
مثل جزیره ای میان دریا
و تو در دور دست ترین
کوه های جهان
لانه کرده ای
من نامه ام را به باران سپرده ام
تو نیز دوستت دارم را
به رود بسپار
دریا میان ماست…

حجت عباسی حاجی فیروز

دلتنگ تو ام

شعر سپید یا شعر شاملویی گونه‌ای از شعر نو فارسی است که در دهه سی شمسی و با مجموعهٔ هوای تازه از احمد شاملو ظهور پیدا کرد و شاید بتوان آن را با شعر آزاد (به فرانسوی: vers libre) در ادبیات کشورهای غربی مقایسه کرد. تفاوت عمده این آثار با نمونه‌های قبلی شعر نو در فرم شعر بود. در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد.

در دسته‌بندی شعر نو فارسی، گاهی به هر شعر که در قالب شعر نیمایی نگنجد شعر سپید می‌گویند.

برخی از منتقدان متاخر شعر سپید مانند محمد مستقیمی شعر سپید را پالاییده ترین نوع شعر فارسی می دانند که خود را از موسیقی و همه ی چیزهای دیگر آزاد کرده است. وی در کتاب آیینه پردازان خود با این تعریف از شعر که کلامی است مخیل درباره شعر سپید یکی از دلایل خوانده شدن این شعر به عنوان شعر سپید را معنی و خوانش سپیدی هایی می داند که در تقطیع‌های شعر سپید در فضای خیال خواننده بازآفرینی می‌شود و یا خواننده آنها را در فضای خیال خود پر می کند. به نظر وی «در شعر سپید به دنبال موسیقی نباشید چون شعر سپید به معنای شعر بی‌قید و بند است این شعر از قیود موسیقی که هنر دیگریست خود را رها کرده و صفت سپیدیش به همین معناست مثل ازدواج سپید پس نه موسیقی دارد نه نیازی به موسیقی دارد و آن تعاریف شعر سپید یعنی آن که خواننده سپیدی‌های کاغذ را هم بخواند همه ناشی از ناآگاهی در مورد این صفت و کاربرد آن است سپید یعنی بی‌قید»



Post Author: حجت عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *