براي تحقق هدف مشاركت اجتماعي شهروندان در شهرداري، در ابتـدا مـا بـه بنيانهـاي نظري نياز داريم. در اين زمينه ميتوان گفت كه بايد بر اساس نيازهاي مبتني بـر ارزشـهاي جامعه به ايجاد همدلي پرداخت. اين همدلي ميبايد از طريـق ارتباطهـاي جمعـي مناسـب مبدل به همفكري شود. در صورت ايجاد همفكـري مـيتـوان سـازوكار مناسـبي را بـراي همكاري تدارك ديد.
در اينجا نهاد مشاركتي مورد نظر، شهرداري است كه وظيفـه دارد مشـاركت را تسـهيل نمايد؛ اما پيششرط و ويژگي مشتركان نهـاد، بايـد غيـر متمركـز گردانـدن و تمركززدايـي ساختار سازماني شهرداري باشد. در بعد مشاركت، شهرداري نياز به ايجاد ساختار مشاركتي دارد كه در آن عموم مردم در فعاليتهاي شهري كه مستقيم يا غير مسـتقيم بـر زنـدگي آنـان تأثير دارد، از گردآوري اطلاعات و شناخت وضعيت موجود گرفته تا انتخاب راه حل بهينه و اجرا و ارزيابي آن دخالت نمايند. در واقع ساختار مشاركت شهروندان در شهرداري بايـد از وسيلهاي براي تحقق اهداف ديگر (معمولاً علائق جزئي، فردي) به مشاركت در فعاليـت اجتماعي به عنوان هدف تبديل گردد. به عبارت ديگر، مشاركت شعاري و مشاركت محدود بايد به مشاركت واقعي تبديل شود. اين ساختار بايد به دنبال ظرفيتسازي در همه اقشار و طبقات جامعه، توانمندسازي آنها و مردممحور بوده و تأكيد ويژهاي بر نقش مـردم و ميـزان مداخله آنها داشته باشد. ساختار بايد مشاركت كامل و جامع را شامل شود كه شهروندان در همه مراحل تصميمگيري، اجرا و نظارت، فعالانه حضور يابد و در امـوري كـه مربـوط بـه محله خود آنهاست، مشاركت جويند. البته خود افراد نيز بايد از سطح آگاهيهـاي عمـومي كافي و حس مسؤوليت اجتماعي و تعلق به جامعه برخـوردار باشـند. ايـن مهـم در فراينـد همدلي و سپس همفكري ايجاد ميشود؛ به همين دليل هر برنامه مشاركتي مؤثر بايد شامل يك برنامه آگاهي عمومي مناسب باشد. مردم بايد در مورد موضوعي كه قـرار اسـت در آن مشاركت داشته باشند پس از همدل شدن آگاهي كافي داشته باشند. شيوههاي اطلاعرسـاني ميتواند به طرق زير اعمال گردد: خلاصـه دسـتورالعملهـا، نمايشـگاههـا، گـزارش بلنـد، بستههاي رسانهاي، كنفرانس خبري، ضميمههاي روزنامه، تبليغات، معرفـي بـه گـروههـاي شهروندي و فني و … بعد از اين مرحله، شهروندان بايد نظـرات خـود را بـه شـهرداريهـا برسانند. در اين زمينه تكنيكهايي مانند؛ گروههاي مشاور گروه كار، اسـتفاده از اينترنـت و تكنولوژيهاي ارتباطي، گروههاي متمركز، تلفن مستقيم، مصاحبه، گردهماييها، كارگاههـا، گپهاي دوستانه، برنامههاي تلويزيوني، همهپرسي و نظرسنجي ميتواند مفيـد واقـع شـود. در گام بعد بايد مسيرهايي فراهم گردد تا شهروندان بتوانند در مرحله اجرا حضور يابند، يـا بتوانند بر طرحها نظارت داشته باشند. در مجموع براي تحقق، همه اين اهداف، پيشنهادهاي زير ارائه ميگردد: توسعه دولت الكترونيـك بـا ايجـاد دفـاتر الكترونيـك خـدمات شـهري و اسـتفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي (جهت تشكيل مشاركت مجازي شهروندان)، تغيير نگـرش شهروندان به شهرداري به عنوان نهاد دولتي، نهادينهسازي و فرهنـگسـازي حضـور مـردم براي مشاركت، تقويت هويت محلهاي و مشاركت محلهاي و بوميگرايـي، ايجـاد انگيـزه و آشنا كردن شهروندان به طريق عقلاني از منافع اقتصادي، فرهنگـي و سياسـي مشاركتشـان، ايجاد بستر مناسب براي مشاركت و حضور مردم، اطلاعرساني بموقع و صـحيح و عمـومي براي حضور مشاركت مـردم، فضاسـازي بـراي بازديـد مسـتمر شـهروندان از برنامـههـاي شهرداري، انتخاب نمايندگان از هر قسمت شهر براي جلسات عمومي و بحث و تبادل نظر با مسؤولان، بازنگري مراحل سياستگذاري و انتخابـات شـهردار و شـوراي شـهر، بـرون سپاري امور خدماتي، استفاده از مديران كارآمد و بومي.
اصالح ساختار مدیریت شهری و تقسیمات شهری ضرورتی است که در گرو هماهنگی کامل بین سازمانهای مختلف متولی مدیریت شهری در قالب سیستم مدیریت یکپارچه شهری قرار دارد. برای هماهنگ کردن تقسیمات، برخی سازمانها همچون شرکت گاز، برق، آب و فاضالب، پست، مخابرات و نیروی انتظامی از اولویت برخوردارند و برخی از سازمانها همچون کمیته امداد امام )ره(، بهداشت و درمان و ثبت اسناد و امالک با توجه به معیار تقسیمبندی، به سهولت میتوانند تقسیمات خود را با شهرداری هماهنگ نمایند. آتشنشانی، اتوبوسرانی، آموزش و پرورش، تأمین اجتماعی و دادگستری، با توجه به نوع فعالیت و معیار تقسیمبندی، انعطاف کمتری جهت هماهنگ شدن با شهرداری دارند. ا این وجود هر گونه اقدامی که جهت هماهنگی صورت پذیرد، بدون هماهنگ شدن مدیریت شهری امکانپذیر نخواهد بود زیرا تقسیمات مختلف شهری معلول مدیریتهای گوناگونی است که در شهر اعمال میشود. لذا بر اساس مبانی نظری، تعیین اولویتها و میزان هماهنگی سازمانها با شهرداری برای تحقق مدیریت یکپارچه، به تنهایی کافی نبوده و نیازمند ارائه فرآیندی راهبردی به سوی تحقق هدف است به این منظور، سناریوهای پیشنهادی، براساس مطالعه وضع موجود تقسیمات و مدیریت شهری و میزان هماهنگی سازمانها با شهرداری ، در قالب سه نوع کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت جهت رسیدن به مدیریت یکپارچه شهری و منطقه بندی هماهنگ شهری ارائه شد.










